زیباترین هدیه خدا ، رادین پسریزیباترین هدیه خدا ، رادین پسری، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 23 روز سن داره
پیوند بهار زندگیمونپیوند بهار زندگیمون، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره

"ב ر نـــــیــــــــــ♥ـــــــــــمـــه راه پاییــــــــز "

... داماش -خرداد 93 ...

سلام عزیز دلم    اینم یه پست جدیدِ از یه گردش و یه پیک نیک دیگمون ... یه سفر کوتاه یه روزه به داماش ... جمعه 30 خرداد  تو آخرین روزهای بهار 93 ، ساعت 9:00 صبح راهی شدیم به سمت داماش ... مثل همیشه با روحی جون اینا رفتیم  ... شب که خوابوندمت ، هر کاری کردم تا 5- 5:30  صبح خوابم نبرد ... کلافه شده بودم ، میدونستم با این وضع قطعاً بهم خوش نمیگذره واسه همین یه ای ام اس دادم به بابا احمد تا رفتنمون رو منتفی کنم اما ... ... ساعت 8:30 بود که تلفن خونه زنگ خورد ... تو همون خواب و بیدار فهمیدم که اس رو نخوندن و پاشدم تا جواب بدم ... مادری بود که میگفت حاضرید که بریم  ......
31 خرداد 1393

... از 31 ماهگی قندک من + یه ماهگرد دیگه ...

  برای نخواستنم دلیل داشتم و حالا برای این همه خواستنت هیچ دلیلی نمی بینم   عادتهای تو تو ماه خیلی وابسته تر از قبل بهم شدی ، یعنی بعضی روزها که واقعاً نیاز به آرامش دارم بیچارم میکنی اینقدر میچسبی بهم ، دلم میخواد یه ساعتی رو با خودم خلوت کنم و این چسبیدنات گاهی اوقات لجم رو در میاره اما وقتی میای رو بروم و دستات و باز میکنی و میگی :" بگلم کن" دیگه تسلیم میشم  . بعضی وقتها تصمیم میگیرم بزارمت مهد اما باز دلم نمیاد حتی بهم مجال شستن چند تا تیکه ظرف رو هم نمیدی و تا میبینی دارم ظرف میشورم نق میزنی و میگی " چیا دایی ظفا رو میشویی ؟ " ...
26 خرداد 1393

... بازیهای من و رادینی (5) ...

                         دوشنبه 5 خرداد 93 یه چند وقتی بود که میخواستم برات خمیر بازی بخرم تا باهاش بازی کنی اما همش دو دل بودم که نکنه مواد شیمیایی توش دردسر ساز بشه و مریض بشی خدای نکرده تا اینکه یه روز برام یه اس ام اس اومد و روش درست کردن خمیر بازی رو آموزش داد که خونگی بود که تا دوماه هم موندگاری داشت  اما بازم توش از رنگهای خوراکی مجاز استفاده میشد برا...
26 خرداد 1393
1